السيد موسى الشبيري الزنجاني
6064
كتاب النكاح ( فارسى )
وجوب دفع مهر به مجرد عقد در متعه است مخالفى وجود ندارد . مناقشهاى در تعبير « قاصها » در كلام محقق و شهيد اول : كلام محقق و شهيد : محقق در مختصر نافع مىفرمايد اگر زن تمكين نكرد « قاصها » يعنى مرد مىتواند مقدارى از مهر را ندهد و يا اگر همه مهر را داده پس بگيرد و اين تعبير در لمعه شهيد اول نيز هست . مناقشه : محقق كركى و به تبع وى شهيد ثانى در لمعه ، مىفرمايند : تعبير قاصها در اينجا مسامحه در تعبير است ، چون در جايى كه زن تمكين نكند به خودى خود مهر ساقط مىشود نه اين كه مرد مهريه را از ملكيت زن خارج كند لذا صحيح اين بود كه تعبير « وضع عنه » آورده شود . رد مناقشه : صاحب مدارك مىگويد اين اشكال وارد نيست چون ملكيت به وسيله عقد آمده اگر عوض را تحويل نداد مرد تقاص مىكند . تأييد مناقشه : به نظر مىرسد كه اشكال محقق كركى و شهيد ثانى به كلام محقق و شهيد اول وارد است براى اين كه معناى تقاص اين است كه يك شيئى ملك ديگرى است شخص بر طبق حقوقى كه دارد در مقابل حقش ملك او را بر مىدارد و از او سلب ملكيت مىكند مثلا : فرش او را تقاصاً از حقش بر مىدارد ولى در اينجا اگر زن امتناع كرد خود به خود بقاءً ساقط شده است ، درست است كه زن حدوثا مالك بوده ولى بقاءً اگر تخلف كرد نفس تخلف ، ملكيت او را اسقاط مىكند نه اين كه مرد از او سلب ملكيت كرده باشد . تقاص در جايى است كه اگر مرد كارى نداشته باشد ملكيت طرف باقى باشد و ساقط نشود و اينجا اين طور نيست ، چون اگر تخلف كرد بقاءً ساقط شده هست و تقاصى در كار نيست . « * و السلام * »